خبری نيست !

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 

 

از آنجا كه ما وطني ها متهم كه نه محكوم به افراط و تفريط هستيم ــ مثل

همين الاني كه بعلت زياده رَوي , ابديتي طول كشيد تا خودمان را از سوراخ

بخاري پاي مونيتور بكشانيم و در حال اماله كردن دقيقه ي سوم « پرواز

عشق » بين فشردن هر كليد سه دقيقه ’نعاس كفتري بزنيم ــ برای نمك

پاشي بر زخم فراموشيمان كه چند روزيست به ضربتي نامريي دهان گشوده ,

اين ترجمه را تقديم مي كنيم به امير .  چون احتمالاً بعد جوش خوردن اين زخم

ديگر فرصت حاتم بخشي های ادبي پيش نمي آيد !

بد هم نيست هر از چند گاهي بد حالي مزمنمان را دليلي بجوييم : آها ,  به

اين خاطر است كه حالمان خوش نمي باشد !

ـــ خير آقا , دم خر جنابعالي در نقشه ي ژنيتيكي حذف شده . يه كم فكر

كن ... قبل از كرگي ... يادت آمد ... ها ...

 

باري به هر جهت ؛ شعر Epitaph   از   King crimson :

 

 

           « گور نبشته »

 

 

ديوار ٍ استوار بر قوانين ٍ پيغامبران

وا مي شكافد از رخنه ها .

بر سازها گر چه مرده

[اما]

رو شناي خورشيد پرتواني مي كند .

روزگاري كه هر انسان پاره پاره ي

كابوس است و رويا

چونان سكوتي كه غرقه مي كند غوغا ,

كس را تاج افتخار بر سر خواهد رفت ؟

 

 

سرگشتگي گور نبشته ام خواهد بود

كه راهي ترك خورده و ويران را مي خزم .

[راهي] كه گر بسازيم اش مي توانيم جمله يله شويم

و خندان باشيم .

من اما هراسان فردايم كه گريان خواهم بود

آري , هراسان فردايي كه گريان خواهم بود .

 

 

ميان دروازه هاي آهنين تقديري شوم ,

بذر هاي زمان سر بر آورده اند

و آبياري شده اند به رنج آنانكه

درمي يابند , آنانكه دريافته اند ؛

همدم هلاك آوري است دانايي

هنگام كه كس را نباشد پرواي فرمان

[و ]

بشريت را تقدير , در دستاني نادان .

 

 

سرگشتگي گور نبشته ام خواهد بود

كه راهي ترك خورده و ويران را مي خزم .

[راهي] كه گر بسازيم اش مي توانيم جمله يله شويم

و خندان باشيم .

من اما هراسان فردايم كه گريان خواهم بود

آري , هراسان فردايي كه گريان خواهم بود .

 

 

پ.ن : اصل شعر را اينجا بيابيد .

 

 

/ 8 نظر / 5 بازدید
ava

واقعا زيبا بود... نقاد بزرگ/

اشكان

بهتر از ترجمه ی من بود .

...

منظور نظر اين است که مادر ! نقدشان را بفرمايند ، زمرد که خوردنی نيست !

sara

من گاهی متن هائی رو که نمی فهمم رو هم دوست دارم... نوشته های شما هم هميشه فکر من رو درگیر می کنه... چون از عمق مياد و من بايد به عمق ببرمشون...

AVERA

:دم طرقم و دل در سنگ شکنم..

atoosa

سلام - نمیدونم چرا اما دلم میخواد یه زن عامی خوشبخت باشم. بدون همدمی هلاک آور دانایی! خوشبخت با خنده الکی خوشا نه ای از اعماق دل! وراجی های پای دیوار و .... از این بیگانگی بریدم دیگه .....

ali ahmadi

برای شعر گفتن چند کلمه را کنار هم گذاشتن کافی نيست. برای شعر گفتن انچه که مهم است دل است ودرد ودرد. سال خوبی داشته باشی

shahrooz

واقعا ممنون برای این شعر :X:X:X:X:X:X:X:X:X:X:X:X:X:X:X:X :(:(:(