« بازی با مهره های شیشه ای » ــ قسمت چهارم

 

   « اگر حقیقت زن باشد ...» را غیر از چوب رانی فیلسوفان اهل جزمیت به جرم خامی در عشقبازی و هنر کامجوئی  ــ  تاریخ سکس فوکو مستدل اش می کند ــ  تأویلی دیگر کنیم :

حقیقت گائیدنی است .

اما خود ــ مردی کو؟ : مائی که معتقد به قدیم بودن میل هستی به تعین میل شناسنده ایم ــ  که حادث است ــ  به شناخت ، مردی نمی یابیم که اراده ی هستی با اراده ی خویش فرمان کند . جویندگان ــ  مانند همین پدرجد خودِ ما که در ینگه ی دنیا طلا جو بوده گویا ــ  منتظر به آشکارگی علامت گنج اراده کرده ی هستی ؛ حال بار بشود ، نشود ، تمام باشد یا که «  لمس بی مزه » ...

اما آن مردان اندک شمار و غریب که گاهی از سر تفنن و نه نیاز، آن مستحاضه می خواهند : نزدشان حقیقت غایت نیست ؛ فاحشه ای است نیازمند : از سر لطف حقیقت را ارضاء می کنند و  ارضاء شده ــ  چیزکی افزود و ذوقی حاصل آمد ــ  می گذرند از حقیقت و ــ  مگر انسان محتمل باید بیشترباشد ؟ ــ  از خود گذشته مُقام می کنند در مرگ .

خوب جناب « هاید » ، تأویل سیاهچاله مقرون به صواب است یا این اتفاق ؟ ــ گفته ی نیچه بیشتر بازی زبانی است و شاید خیلی به مادینگی اساطیری حکمت مرتبط نباشد . ــ  بیشینه ایضاح « رام کردن زن سرکش » با شلاق : کلمه ی حقیقت در زبان آلمانی با حرف تعریف مؤنث به کار می رود ، مثل کلمه ی خورشید که اتفاقاً در بسیاری زبانها مذکر است . ــ زبان فارسی اما زبانی هرمافرودیت نیست ؟ .

باری به هر جهت ، برای ما که خیلی درد آمد . ترس عمیق فرویدیمان از عقیمی و خود کمینه کو همرازی سوزنگر یا « هرمینه ای » مشتاق .  درد آمد . درد عنینی اما آتش باید زنی خویش را که لیبیدو مرکز نپذیرد ؛ چرخان شود به روال کوانتومی . (  به جمعی ما را گذر افتاد . ظریفی گفت : اگر زن باشم ، با تو خوش است به بازارشدن و با فلان جماع  ، گو صد بار. ــ هیبت فلانی درگرفته بود یا صدق اش ؟! )

 اما شکارچی منتظر است به ایمان  ــ به معنای  که گوری اش ــ  تا شکار گذر کند . ــ «  از هر کرانه رها کرده ام تیر دعا /  باشد که زان میانه یکی کارگر شود » اما « ... هر که تیر دورتر انداخت ، محروم تر ماند . از آن که ، خطوه ای می باید که به گنج برسد » . شکار ، اما نه با دام . ــ وین مختاری ، اراده کردن می خواهد : شکار را انتخاب کن ، بزن و بلنبان ؛ نه در تاریکی ، نه به رندی کارگری هر کران . ــ  احتمال نشود . 

گو اینکه گفته آمده است در حدیث دیگران که صرف ایمان ، نواله ی گاه ریزترک ، گاه چربتر  نصیب می کند ؛ اما سؤال که نه ، مسئله این است که در مصرف انرژی باید بهینه بود به فرمان آغا ! .  زندگی که فقط خوردن نیست .

 

21/8/88 ، ماشین سازی  

         

/ 8 نظر / 4 بازدید
pouria

boz haye sarzamine madary va shayad pedarye ma..migooyand it's just fart in the wind..agar haghighat khar bashad?ba hich lebase fakheri khar ke mofakhar nemishe

ilia

ای ساتیر خر مرام . همشیره زاده ی والدت گفت : بی شرفی تو !

پریسا

بابا یکی به ما بگه اینجا با کی طرفیم

پریسا

در ضمن یادم باشه بگم از اشنایی با شما خوشبختم درود

اشکان

شما هم به تکرار « سوراخ، سوراخ» ...؟

خاتون

ببخشيد؟ حالا ملت چه طوري فونتاي شما رو مي‌خونن و مي‌فهمن اون وقت؟ چش و چال ما دراومد كه :(

pouria

گودرزی تو با خانوم شقایق نسبتی داری؟