شرق

 

 

 

به وهمم هم نمی رسید ،

که " گرمه باد " را

اینهمه حرف باشد با

این تن که منم .

وقت تنگ میفشاردم و

از صیقل اراده هنوز مانده دو دانگی .

 

 

 

/ 8 نظر / 5 بازدید
اشکان

عمو پنج بار پشت هم بگو ... به وهمم هم

آوا

سلام.هنوز من و یادت؟ ه ه بابا عوض شدیا...

آوا

سلام.شوالیه ...میخوام آپ شم. [نیشخند]

آوا

هیچکی من و دوس نداره[گریه]

اشکان

یکی به فریاد ایشون برسه

ف

به وهمم هم... هم م م م وهم.. هومممم... هم هو وم.... اين صداي گرمه باد است كه مي پيچد در تن؟

م.ع

ما شنیده بودیم هرکسی کو دور ماند از اصل خویش باز حوید روزگار وصل خویش نگو شما اصالتا social networki بودی یه کم هوای نثر هم داشت مرد از بس به نظم حسودی کرد خب ! گرد این وبلاگ داره یواش یواش دلگیر میشه طفلکی خبر نداره بازار کجا داغه !

ملودی

داشتم رد میشدم ، با اجازه یه نگاهی انداختم