مرگِ شاعر

 

 

 

 

 

برف می بارد بر پرتگاه ،

زیبایی غریب ِ

نقطه ی تلاقی اریب ،

زیبایی غریب ِ

مقامِ مرگ .

 

 

زبانِ بزرگان

می خشکد در دهان . گفتمت .

گلوگاهِ گنگ

سرما می زند بر سکوت ،  و دریای خاره ی چشم ها ،

محو کرد صفیر آب ها یی

که بر لبان گشوده ی دوستی بوسه می زد .

 

 

شاعر مرده است .

 

 

هرگز خرخرِ شیرهای دریایی را میان اشنه ها

دردماغه ی لوبوس باز نخواهد شنید .

 به جنوب نظر نخواهد کرد

 آنگاه که [ ماهیانِ کوچکِ ] گرونیون اقیانوس آرام را می پیمایند ،

و شیرجه ی شیرواترهای سیری ناپذیر ،

که خودشان را در دریا از حال می برند .

                                                ویلیام اورسون

 

 

(  انتخاب شده از یادبودی برای رابینسون جفرز )

/ 16 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اشکان

عمو باز داری سر و کله می زنی ؟ کی از ارشاد میای بیرون ؟!

آوای دور

خوندم سر بزن

آوای دور

یه جایی تو این مملکت آسته میرفتیم آسته مییایم که گربه شاخمون نزنه[نیشخند]

اشکان

نگر تا این شب خونین سحر کرد ...

مریم

یکی از اون خوب خوباش بگو ایلیا ! وقتش رسیده میدونم ...

پوژمان

می دونی طرف چقدر لعنتیه اما نمی تونی ازش دل بکنی!!! مقداری دلتنگ شدیم برای شما، با اسم و آدرس جدید برگشتیم، بنوازید ما را خوشحال می شویم.

حآمیم

جناب ایلیا ماهی یه دفعه سر می زنی وبلاگ ما جغجغه ترجمه ت رو تکون میدی و میری ...! همین؟ زیرزبونی میخوای؟ خب پس کی می فرستی ما مشتاقیم! ایمیل ما هم که تو وبلاگ هست kelkpira@gmail.com وبلاگ مجله هم اینه: threshold@inbox.com فقط زودتر بفرست چون اواخر مردادماه کارهارو تو یه جلسه نقد می کنیم. [گل]

اشکان

شقاقلوستو عمل کردی نمی تونی پست در کنی ؟

دوک

مارمول: .خلاصه لوک لولیکیدی. بموموکم لوک لولیکیدنت رو

دوک

راستش باید نظرم رو راجع به این بشنوی نه حالا چیزهایی گذاشتم رو اعصاب