اکنون

 

 

      لافِ عشق و

                     گِلِه ، از یار .

   ـــ  « زهی لافِ دروغ ! »

 

 

 

 

/ 17 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اشکان

نه وعده شو دادن. کی لش مرگ میاری؟

سيما

اي روزگار نامرد![چشمک]

سیما

آه خدای من![زبان] چگونه ای چندی؟من که هنوز مختصاتم تغییر نکرده...اما حس می کردم تو مردی!

سیما

ما که مفتخر به زنانگی! اما فک کردم فوت شدی.نمی خام در تاویل خود باقی بمانی ای یار ای یگانه ترین یاررررررر....زرشک!فعال شدی طناز شدی خوشکل شدی ماشالله![ابرو]

اشکان

وقتی که ملاحان ما از زیباترین دختران سرداب باراندازها دست بدارند ... مگر قرار نیست خون بیاید و چرخ چاپ را بگرداند؟

پوریا

یعنی جهاد اکبر

پوریا

یعنی جهاد اکبر

مریم

نه دیگه این غیبت کبریتان بدجوری دل نگرانمان کرده است ... مارا به قدر زنده بودنی سلام دهید ...

اشکان

سال نو عمو هم مبارک ببه. دلمون واسه ت قد لپ مورچه شده

isha

سال نو تو هم مبارک عمو این کامنت های زیر رو می خوندم...اهانت به دوستان تو نیست...ولی تو ی دنیا...تو ادبیات...ادبیات بیش از حد به سمت سادگی و دنیای رنال می ره و افعال و جمله بندی ها از اون حالت فاخرانه خودشون خارج می شن...هنوز که تو دوره ی ...نیستیم. فدات بشم دلم براتون تنگه بوسه ایشا