هيشکی هيچی به تخم اش نيس ؟!

 

 

دلتنگم . دلتنگم امير ... دلم تنگ شده براي يه دست پيچ دو تايي توي حياط دانشكده ( هر چند جاي كثافتي بود و براي من جز اين « سلسله اعصاب در حال انقراض » و براي تو جز يه دست سوخته با آمونياك چيزي نداشت . ) دلتنگم امير براي دنيايي كه ملوثمون كرد , دنيايي كه توي اتاقت تصميم به عوض كردنش گرفتيم ( يحتمل زيادي زده بوديم ) و عوضمون كرد . دلتنگم براي اوقاتي كه دلم تنگ بود و يهو سر مي رسيدي و توي سوراخ سنبه هاي اين « ماده گاو رنگارنگ » فرو مي رفتيم . دلتنگم كه موقع برگشتن از فيلمبرداري دونكيشوت كرگدن ( اين پفيوزم معلوم نيست تو كدوم خراب شده اي داره موهاشو سفيد مي كنه ــ بخون توي خيابون يك طرفه نشسته زخماشو مي خارونه .) كنار بزرگراه « يه حركت اگزيستانسياليستي » بزنيمو و تو jethro tull بخوني . دلتنگم كه نتونستم سر قرار با محسن براي اومدن به خونتون بيام . مي دو نستم كه ديگه نمي تونيم تو چشم هم نگاه كنيم . تازه مي اومدم كه چي ؟ ببخشيد كه شاخ شمشادتون overdose كرد . دلتنگم براي خيلي سوالهايي كه به يه آدرس موهوم مي فرستمو: the answer my friend is blowing in the wind . دلتنگم از اين چس ناله كردن و از اينكه يكي پيدا نمي شه يه لگد به اين چارپايه كثافت بزنه .......... بهر حال تولدت مبارك !

حتی اگه هيشكي تخم اش هم حساب نكنه . ( تولدم هميشه يادت بود شايد به خاطر صادق ... مهم نيست .)  

 

 

 

 

/ 7 نظر / 4 بازدید
ava

اه صادق... صادق عزيز...( البته اگر هدايت کننده باشه) وقتی اومدم بزنم زير چهار پايه ديدم نيستی پريدی پای کامپيوتر... خوب لودگی بسه...از نقدت تشکر ...ايندفعه بادقت کمتری شيفته ی خودم ميشم ......بازم سر بزن.

ehsan ezzati

رفيق ! تو هم يه جورايی متفاوت مينويسی ها !!!!!!!!!!!

مانی

نه فقط دلتنگی بلکه قاط زدی بدفرم... چرا؟

رخشا

رومن گاری هنگام مرگ يک يادداشت کوچک نوشته بود : اين واقعيت را کامل کردم و بعد کلت را در دهانش چکانده بود بنظرم اين قوی ترين اثر - کانسپچوال آرت - در جهان است بهر حال هست اين چيزها .

isha

چشم می رم به کار خودم می رسم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

غزل

سلام ايليا حتا اگه اسمت ايلیا نباشه. قبل از اینکه یکی بزنه چهارپایه رو سر و ته کنه یا خودش خود به خود از سنگینی بار واقعیت بشکنه بذار دو کلمه بهت حرف بزنم شايد هم بيشتر .نمی خوام يک وبلاگ ديگه اضافه بشه به وبلاگ هايی که بعد از پيوستن نويسنده به عدم من خواننده شون شده ام.ببين اول صبحی تو و امير چه قدر حال منو متحول کرده ايد . آخه از کجا پات به وبلاگ من باز شد ديگه اين کامنت دادنت چی بود؟زندگی خيلی عجق وجق شده هر چند اين ها علائم ظهوره .؟!زندگی خيلی من رو عوض کرد

علیرضا

سلام. دوست خوبم. اول بگم که: دیریست که دلدار پیامی نفرستاد......ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد. چرا اینقدر دمقی. این دنیا پست تر از اونیه که ارزش این حرفها را داشته باشد. البته این رو هم بگویم که هر چقدر باهاش لج کنی انگار که اون قدرتش بیشتره ، بدتر می کند. اما چه میشه کرد.راستی صد نامه فرستادم آن شاه سواران ....... پیکی ندوانید و سلامی نفرستاد. هیچ وقت گرفته نباشی.