سالگرد اسب

 

 

چند سال پیشتر از اینها ، گویا قدری خاک در باد پاشیده بودیم در این مایه ها که :  شرب و اکل فرزانه فقط از خون و بدن خویش تواند بود  !

و امسال ــ  که سالگرد اسبانه ی ما باشد ــ  خود ملک الشعراء فرانسه آمد گفت ؛  چی گفت ؟  در گوش من ...  ای بابا . (  توی این به قول مادربزرگ کابینتی که نشسته ایم دارند شش و هشت شتری حواس پرت کنی پخش می کنند ! )

باری ، پل والری در یکی از دویست و شصت و خورده ای دفترچه اش نوشته :

 مار دم خودش را می گزد . اما فقط پس از یک دوره ی طولانی جویدن است که او در چیزی که دارد می بلعد طعم مار را تشخیص می دهد .  بنابراین ، مار این کار را متوقف می کند .  ولی پس از مدتی ، چون چیز دیگری برای خوردن پیدا نمی کند ، جویدن را از سر می گیرد .  بعد به مرحله ای می رسد که سرش را در دهانش می گیرد .  این چیزی است که او «  تئوری معرفت »  می نامد . 

(  به انتخاب استیون ویسپر از یادداشتهای سال 1944 با ترجمه ی رضا رضایی . )

یعنی اینکه کشک !  یعنی اینکه خوابی که دیدیم تعبیر ندارد :  به فرض که لغت لغت ها یا همان لغز معروف به قلابمان گیر کند و زبان برایمان بشود اسب درساژ ؛  دست یابی به تمامی معرفت توهمی بیش نیست .  یعنی  :  معرفت ناپیمودنی است .

بعد گوته آمد :

در گفت و شنودهای چند نفره ، سخنرانی ها چنان راحت از هر سو نوسان دارند که هر کس ، تنها خود را در گفته ی خود یا دیگران می شنود .  مگر نه اینکه هر کس خود را در یک کتاب جستجو می کند ؟  و اگر اقتداری داشته باشد ، فرا افتاده در کتاب و آمیخته با آنچه برایش بیگانه است ، خود را باز می یابد .  پس سعی بیهوده ای است که با نوشته هایت گرایش از پیش جای گرفته در انسان را دگرگون کنی .  اما ، کمینه می توانی آنرا تائید کنی :  در شیوه ی اندیشیدن انسان .  و یا اگر هنوز بکر مانده است :  در این یا آن یکی غرق اش کنی .

الغرض :  به قول الیاده درخت از کهن الگوهای شایعی است که نماد ستون کیهانی است :  یک رابط .  و شاید زبان همان درخت معرفتی است که وسوسه می کند .  اما بعد رابطه :  آگاهی کران ندارد .

............................................................................

کیف یأتی نظم لی والقافیه  ـــــــــــ   بعد ما ضاعت اصول العافیه

ما جنون واجد لی فی الشجون  ـــــ   بل جنون فی جنون فی جنون

                                                                         (  مولای رومی  )

 

 


/ 1 نظر / 24 بازدید
ایلیا

اسب آتشین !