BLOWING IN THE WIND

ترانه
نویسنده : ایلیا شوییلی - ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۱۱
 

لنگر ِ هستی 

عشق ِ .

در چنبره ی

 تنهایی ،

در چنبره ی

نارضایی

لنگر ،

لنگری که به دوش می کشیم

عشق ِ .

کی می تونه انکار کنه ؟

در رویاها

به تن

دست بکشه ،

در فکر

یه معجزه

بسازه ،

در خیال

بیقراری کنه

تا سر برداره

در آدم --

بیرون سینه ظاهر شه

گر گرفته از آتش یه شهوت ناب --

قدر ظرفیت زندگی ،

عشق ِ ،

ما اما لنگرُ به دوش می کشیم

با خستگی ،

و با این حال دست آخر

در آغوش عشق

باید آروم بگیریم ،

باید آروم بگیریم در آغوش

عشق .

 آرامشی

جزعشق نیست ،

خوابی

بی رویای

عشق نیست --

دیوونه باشی یا دلسرد

عقده ی فرشته ها رو داشته باشی

یا ماشین ها ،

آخرین آرزو

عشق ِ

-- نمیتونی پریشون باشی ،

نمی تونی انکار کنی ،

نمی تونی نگهش داری

هر چند انکار شده :

لنگر خیلی سنگینه

-- باید تاب بیاری

چونکه برگشتی نیست

انگار

ریخته می شه

در تنهایی

در همه برتری

 اون افراط .

تن های صمیمی

با هم می درخشن

در تاریکی ،

دست می جنبه

طرف کانون

شهوت ،

پوست

سر خوشانه مرتعش می شه

و روح

به چشم شاد میاد --

آره ، آره ،

اونچکه

خواستم ،

همیشه خواستم ،

همیشه خواسته ام ،

بازگشت

به تن هر کجا که زاده شدم .

     

                                         ( آلن گینزبرگ )


 
comment نظرات ()