BLOWING IN THE WIND

روح زمانه
نویسنده : ایلیا شوییلی - ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٤/٢٤
 

 

نشسته ام و از سر اتفاق يا شايد بيکاری ــ  يا چه فرق می کند چرائي اش ــ کارهای

Bruno Bozzetto  " دوست داشتنی را مرور می کنم و ناگهان ــ  متوجهيد

که ــ  بله ، ناگهان : هووو شت ؛ ديدم که درون سالنی تاريک آرواره هايم سِر

می شود اما من ول کن پس قفه ی بغل دستی ام نيستم و دارم با مشتِ راست جناح

يمينی ملاج اش را نوازش می دهم . طرف هم اشکهای فتيله ای می بارد و بعد كه

به خود اش مي آيم که های ! اين چه کاريه ؟ نکن ، بدِ ، از کوبيدن مشت های

محکم دست مي کشم ـ پس قفه  البته به قوت قبل ـ و سر مي گردانم برای بی

اختياری کارم شاهدی گيربياورم كه يهو سمت راستی ام يک خم اش را آنچنان بالا

مي کشد که پاهايش مي شود جفت گوش من . پيش کفشهايم نفر سومی دمر شده

و پاهايش الاکلنگ : هر کدام که پايين می آيد فواره اشک از بين قلاب انگشتان دور

سرش به اطراف قوس می خورد . حالا نه فکر کنيد ايجانب : « سامان اِشکوری »

 به شماره ی پرسنلی 54 ، ساکن طهران ، به اجداد وَرنِه ی طاهرين اش تأسي

كرده و دروغ می بافد ـ زبونش ولووله ی کرم شه هر کی دروغ گفته باشه ـ يا

چيزی استعمال ـ با اماله ! اشتباه نشود ـ کرده و به توهم واصل شده ، نه ؛ هر

چند آن روز قبل از شروع سانس بعد از ظهر سالن اصلی کانون فکری و پرورشی

کودکان و نوجوانان به اتفاق پنج نفراز رفقا آنقدرزده بوديم که بدون خود سانسوری

به آنچه روی پرده می گذشت واکنش نشان بدهيم . باقی سالن هم دست کمی نداشتند .

حالا برای جلوگيری از اطاله ی کلام می گذرم از توصيف آن دو نفر رديف پشتي که از

زور خنده همديگر را بغل زده و سرها به هم می کوفتند يا آن خانم محترمه كه بچه ها

ــ يش را برای تماشا آورده بود و به خاطر خيس شدگی آنقدر انتظار كشيد تا سالن خالي

شود و از گوشه اي بيرون خزيد يا کدر شدن مخروط نور پرژکتور به دليل سقوط متناوب

عده ای که ريسه روان خود را از رديف های بالکن پايين می انداختند .

بله . دو سالانه ی انيميشن بود و " europe and italy " برونو بوزتو :  

يک انيميشن دو بعدی با تکنيکی بسيار ساده ــ فقط اشکال هندسی پايه ــ آنطور ملت را

به وجد آورده بود و بعدها ما گشتيم و گشتيم و فيلم های ديگراش ــ همه عالي  ، ساده

و سرشار از نازک خيالی ــ را هم پيدا کرديم تا هر دفعه که باز مي بينيم حالمان مبسوط

شود و خنده ای کودکانه  ــ  به علت خرابی ژرفا سنج ، عمق آن در دل مجهول ــ  بشكفد

که حالا صحبت همان اروپا و ايتاليا ست :

چطور می شود کاری اين قدر ساده ــ در فرم ــ برای مخاطبی در جای ديگر جهان اين

قدرجذاب و راحت الفهم باشد ؟  فارغ از شباهت های بين ما ، به اين نتيجه می رسم

که اين اتفاق ــ فرق نمی کند در چه هنری ــ افتاده چون هنرمند خودش قضيه را خوب

فهميده ؛ روح زمانه ، تکرار می کنم روح زمانه و مردم کشوراش ــ نه حرف زمانه ــ

را خوب درک کرده ، بنابراين انتقالش ديگر خيلی مشکل نيست . هنرمند مي بايد جهان

و هستي پيرامون اش را دقيق و ژرف كاويده و درک کرده باشد تا تو بتوانی اثرش را

آيينه ای ، گو کوژ يا که کاو  ــ اين را گفتم که لابه گران سورآل و تجريد لال ــ از آن

هستي بدانی وگرنه ، آثار به اصطلاح هنری که فراوان زاييده ــ بخوانيد ريده ــ می شود

و در مورد تاثيراتش ــ کمينه بر من ــ  قبل از اين سخن رفته . اين است که مثلا در

اروپا و ايتاليای بوزتو ، تو مي تواني مردم ايتاليا را  ببينی و بفهمی .

اما دوست من ! روح مردم من جيست ؟ چگونه مي توان ارزيابي و درك اش كرد ــ  که

من در سرزمين من با کوله باری از فريادهای خفه از آن حرف بزنم يا تو از آنچه ما را

به بند کشيده است و ... ــ  و در نمی يابی و در نمی يابد و در نمی يابند ــ احتياجی به

استدلال ِ اين فقره هست ؟! ــ  و به فرض که هنرمند اينجا نبوغ اش به درک زمانه

رسيد ، با ملت اش چه کند ؟

بله ، در اين ديار هنرمند بودن سخت است آقا ، هنرمند ي تلخ است آقا ! جايي كه

روح مردم اش ...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ ن 1 ـ  خان اَداش ظاهرا پيشتر آدرسی اينترنتی جسته بود :   می توانيد   اينجا 

يکسری فيلم های جناب بوزتو را بيابيد . پس اول ببينيد ــ مثل اينکه فرمت شان  flash

می باشد و به راحتی قابل دانلود  ــ  و بعد افاضات کنيد .

پ ن 2 ـ   اين وجيزه هيچ کس را مستقيم الخطاب نبود در ابتدا و حالا که برای غلط گيری

دوباره خواندمش ديدم می تواند تعبير به مکالمه ای شود با نوشته های يک موسيقيدان

نوآور ــ من هم کارهايش را می پسندم ــ  و نابغه در شرق !  که کارهاي ظاهرا به نا دلخواه

منتشر شده اش می تواند برای کسی که موسيقی خوب گوش نکرده خيلی عالی به نظر

برسد .  به نظرم آن يادداشتها براي توجيه و تبيين سبک موسيقی اش  نوشته شده .

فقط  ، سوراخ دعا را اشتباه گرفته . موفق باشد .

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


 
comment نظرات ()