BLOWING IN THE WIND

 
نویسنده : ایلیا شوییلی - ساعت ٤:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۸/٢۳
 

Talking to Grief   

Ah, Grief, I should not treat you
like a homeless dog
who comes to the back door
  . for a crust, for a meatless bone
 . I should trust you

I should coax you
into the house and give you
 , your own corner
 , a worn mat to lie on
 . your own water dish

You think I don't know you've been living
 . under my porch
You long for your real place to be readied
before winter comes.You need
 , your name
your collar and tag. You need
, the right to warn off intruders
to consider
my house your own
and me your person
and yourself
. my own dog

                      By : Denise Levertov                                            

نصيحتِ غم

آه ، اي غم ، نبايد باهات

مث يه سگِ ويلون تا كنم

كه از درِ پشت مياد

واسه يه تيكه نونِ خشك ، واسه يه استخونِ گوشت ريخته .

بايد بهت اعتماد كنم .

بايد نازتو بكشم ‌‌

[ بياي ] تو خونه و

كنجتو  بهت بدم ،

يه پا دريِ راحت تا روش بخوابي

[ و ] ظرفِ آبت .

فك مي كني نمي دونم

زيرِ ايونم زندگي  مي كرده ي .

واستادي واستادي تا جايِ واقعيت آماده شه

قبلِ [ اينكه ] زمستون بياد .

[ چون ] ‍‌‍تو اسمتو مي خواي ،

قلاده و نشونتو .  تو درست مي خواي

مزاحما رو دك كني ،

تا فكر كنن

خونه ام مال تو ِ

و من صاحبتم

و خودت

سگ مني .

    

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ ن :  بيشتر كه فكر كردم ، ديدم شاعر زن است و دردسر كلمه ي درستي نيست . با اينكه غم به نظرم اينجا خوب نمي نشست اما با حساب شاعره بودن از كلمه دردسر كه اول گذاشته بودم بهتر بود .


 
comment نظرات ()