BLOWING IN THE WIND

نتيجه ي اخلاقي' يك شوخي زمخت در حال استمراري
نویسنده : ایلیا شوییلی - ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/٥
 

 

 

 

حس كنجكاوي زن بالاخره كار دستش مي دهد . همه چيز مرد درست است و به قاعده . زن براي زخم قاعدگي اش مرهم مي جويد بنابراين تصميم مي گيرد دست به اكتشافي غريب بزند . سراغ دختر خاله ي هنرمندش مي رود و مقاديري سبزك مي گيرد . دختر خاله ي هنرمند به مخدر هاي گران قيمت دسترسي دارد چون به هنري بورژوايي مشغول است ولي به خاطر خست ذاتي اش يا به دليل در نظر گرفتن ظرفيت زن به همان يك سير سبزك بسنده مي كند .

مرد اصولا به آبگوشت علاقه مند است . بعد از صرف كاسه اي تريد حال مي آيد ، يعني كبوترش كره مي كند و ميان تشويق هاي ديوانه وار زن همراه باقي محتويات ديگ هشت نان سنگك را با انگشت شست زن لاجرعه سر مي كشد . مرد ساعت چهل و هفتم خواب را پشت سر مي گذارد . زن اما نگران نيست چون دليل اين خواب طولاني را بلع يك لوارده آبگوشت مي داند . فقط يك پارچ آب يخ خرج سر و صورت مرد مي كند . مرد وحشتزده از خواب مي پرد و بر آمدگي هاي روي سرش را مي مالد و آروغي پر ملاط در صورت خندان زن مي فشاند . زن هنوز نگران نيست كه مي داند هاضمه ي مرد با آبگوشت سازگاري كامل دارد . مرد درباره ي دويست و دو روش مهرورزي حرف مي زند و زن ديوانه وار تشويق مي كند .

مرد به كمانچه اش اشاره مي كند و خطاب به زن از جادوگر شهر اوز مي خواهد كه ويولونسل اش را بياورد . بعد به دختر خاله ي هنرمندش تلفن مي زند كه در آكسسوار صحنه چيزي شبيه افسار دارند يا نه ؟ و درباره ي رام كردن زن سركش سئوالاتي مي پرسد . بعد چشمان وغ زده اش را به زن مي دوزد و مي گويد كه او را سوار كند و به محل كنسرت برساند . نگراني زن از آنجا شروع مي شود كه ...

مرد هيچگاه بر نمي گردد و نويسنده را به اين نتيجه گيري غير اخلاقي مي رساند كه اين جماعت را جو به اندازه دهد .

 

 

 

 

              ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

 

١ _ آوخ ! چه گونه بي لينك تو در دنياي مجازي بزيم ؟ رحمي بنما تا گشايشي ببري !

 

 

 


 
comment نظرات ()