BLOWING IN THE WIND

خبری نيست !
نویسنده : ایلیا شوییلی - ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/۱٦
 

 

 

 

از آنجا كه ما وطني ها متهم كه نه محكوم به افراط و تفريط هستيم ــ مثل

همين الاني كه بعلت زياده رَوي , ابديتي طول كشيد تا خودمان را از سوراخ

بخاري پاي مونيتور بكشانيم و در حال اماله كردن دقيقه ي سوم « پرواز

عشق » بين فشردن هر كليد سه دقيقه ’نعاس كفتري بزنيم ــ برای نمك

پاشي بر زخم فراموشيمان كه چند روزيست به ضربتي نامريي دهان گشوده ,

اين ترجمه را تقديم مي كنيم به امير .  چون احتمالاً بعد جوش خوردن اين زخم

ديگر فرصت حاتم بخشي های ادبي پيش نمي آيد !

بد هم نيست هر از چند گاهي بد حالي مزمنمان را دليلي بجوييم : آها ,  به

اين خاطر است كه حالمان خوش نمي باشد !

ـــ خير آقا , دم خر جنابعالي در نقشه ي ژنيتيكي حذف شده . يه كم فكر

كن ... قبل از كرگي ... يادت آمد ... ها ...

 

باري به هر جهت ؛ شعر Epitaph   از   King crimson :

 

 

           « گور نبشته »

 

 

ديوار ٍ استوار بر قوانين ٍ پيغامبران

وا مي شكافد از رخنه ها .

بر سازها گر چه مرده

[اما]

رو شناي خورشيد پرتواني مي كند .

روزگاري كه هر انسان پاره پاره ي

كابوس است و رويا

چونان سكوتي كه غرقه مي كند غوغا ,

كس را تاج افتخار بر سر خواهد رفت ؟

 

 

سرگشتگي گور نبشته ام خواهد بود

كه راهي ترك خورده و ويران را مي خزم .

[راهي] كه گر بسازيم اش مي توانيم جمله يله شويم

و خندان باشيم .

من اما هراسان فردايم كه گريان خواهم بود

آري , هراسان فردايي كه گريان خواهم بود .

 

 

ميان دروازه هاي آهنين تقديري شوم ,

بذر هاي زمان سر بر آورده اند

و آبياري شده اند به رنج آنانكه

درمي يابند , آنانكه دريافته اند ؛

همدم هلاك آوري است دانايي

هنگام كه كس را نباشد پرواي فرمان

[و ]

بشريت را تقدير , در دستاني نادان .

 

 

سرگشتگي گور نبشته ام خواهد بود

كه راهي ترك خورده و ويران را مي خزم .

[راهي] كه گر بسازيم اش مي توانيم جمله يله شويم

و خندان باشيم .

من اما هراسان فردايم كه گريان خواهم بود

آري , هراسان فردايي كه گريان خواهم بود .

 

 

پ.ن : اصل شعر را اينجا بيابيد .

 

 


 
comment نظرات ()