BLOWING IN THE WIND

ترديد
نویسنده : ایلیا شوییلی - ساعت ٢:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱۱/٢٦
 

 

 

 

ابهام

تاب مي خورد

ميان سپيدي تا خورده

فرازش:

قلم

كه در سكوت دستش

پشكي فرو مي برد نيش

بر نان خويش.

 

با زبان سر انگشتانم

مي گويمت

كه كمين مي كشند

ديده هايی بي رحم

ـ در انجماد پوچشان ـ

ما دو را

و دنيا

رهگذر كوچه اي بي انتها.

 

كسي ايستاده در ميان

ـ با كوبه مدام دستها ـ

تا باز گشايم

آن دريچه ي از ياد رفته را

تا افسون زن بر بلوغ

سراسر سيل شود در رگانم.

 

شعاع شرارت سر مي كشد از رويا

مي شود چتر سياه

در مي يابي

كابوسي مي زندم به خوابي.

نجوايت اوج مي گيرد:

ـ آهنگش حيله, هراس ـ

طپيدن جهان شعور نبض توست

خدا را!

باري ديگر گواه زندگي باش.

سرانگشتانم  نمي يابدت

نمي يابم جهان را,

لطافت و سختي را,

شرم و شور را.

 

مرگم مي پنداري؟

تلخ ترديدي بر زبان,

رعشه دردي در انگشتان

وين گرهي

كه نه مي گشايدش دندان

نه شكوه غم

با پرتواني دمادم.

 

                                                                          زمستان ۸۲


 
comment نظرات ()