BLOWING IN THE WIND

خلسه دوک
نویسنده : ایلیا شوییلی - ساعت ۱:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٥/٢٠
 
خلسه دوک *همین که پسرک اتاق را ترک کرد پلکهای سنگین اش فرو افتاد و به فکر فرو رفت.* *کمتر کسی مانند این پسرک او را چنین مجذوب می کرد و این جنون، این عشق به فردی دیگر نه تنها آزارش نمی داد کوچکترین بارقه ای از حسادت هم به همراه نداشت و برایش تالابی بود تا در اندیشه های بسیار سرخوشانه در باب زندگی انسان غرقه شود چه در نظر او تنها چیزی است که ارزش تحقیق دارد هر چند همیشه حیران روشهای علوم تجربی بود، دیگر تمام موضوعات این علوم در نظرش سطحی ، ابتدایی و خالی از اهمیت جلوه می کرد و او را وامی داشت حال که زمان تشریح دیگران سر آمده است ، خود را کالبد شکافی کند.* * آنگاه که به زندگی چون دیگ در هم جوشی از درد و لذت نگاه کنی ، نه می توانی کسی را پس ماسکی از کریستال پنهان کنی و نه جلودار بخارات سولفوری شوی که مغز را آزار می دهد و تصورات را ، رویاهای در هم ،دور ، محو و دست نیافتنی نشان می دهد. ولی با این همه چه پاداشی انسان دریافت می دارد و چه شوری در تمام دنیا به سراغش می آید؛ وقتی به منطق خشک و غریب شهوت و وجود خوش آب و رنگ خرد راه می یابد. جایی که با هم روبهرو می شوند و از هم فاصله می گیرند ، آنجا که هماهنگ می شوند و در آشوب می افتند. شوقی در آن نهفته است و البته هر کالایی ارزشی دارد و برای هیچ احساسی هیچگاه نباید بیش از حد خرج کرد. زهر های بسیار نافذی هستند که برای درک خواصشان لازم است به آنها مبتلا شوی . ناخوشی هایی هست آنسان غریب که تنها باید دوره اش سپری شود تا به طبیعت آنها وارد شوی. تفکراتش شرری از لذت در چشمهای قهوه ای عقیقش بر انگیخت. او کاملاً متوجه بود که از صحبت های او از غنای کلامش و از آهنگ لغات بود که روح پسرک پرواز گرفت تا در برابر آن دختر کادوسی به زانو افتد. * * چیزی در این میان هست. مردم عادی منتظر می ایستند تا هستی رازهایش را افشا کند. اما برای آن تعداد اندک برای نوادر ، اسرار هستی درست پیش از آنکه پرده بیافتد آشکار می شود. گاهی اوقات این تاثیر هنر و راساً هنر ادبیات است که بلاواسطه با شهوت و خرد سرو کار دارد. حال دیر یا زود شخصیت پیچیده سر بلند می کند و مشغولیت هنر را ، یک کار واقعی را ، زندگی با تمام شاهکارهای ماهرانه ای که دارد تعریف می کند. همانطور که شاعری ، نقاشی و مجسمه سازی هم دارد.** دوک**
 
comment نظرات ()