BLOWING IN THE WIND

هکذا
نویسنده : ایلیا شوییلی - ساعت ۳:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٥/۱۸
 

 

 

... در احوال تجرید گفته آمد و  ... روشن روانان چنان نموده اند که هر آن هدهدی که در فصل

بهار بترک آشیان خود بگوید و به منقار خود پر و بال خود برکند و قصد کوه  ...  و این هزار

در تقویم اهل حقیقت یک صبحدم است از مشرق  ...   در این مدت سیمرغی شود که صفیر او

خفتگان را بیدار کند ...  صفیراو به همه می رسد ولیکن مستمع کم دارد : همه باویند و بیشتر

 بی ویند :                             با مایی و با ما نئی

                                                         جانی از آن پیدا نئی

 و بیمارانی که رهین علت استسقاء باشند و یا گرفتار دق سایه او علاج ایشان است ...

پرواز کند بی جنبش و بپرد بی پر و نزدیک شود بی قطع اماکن ... و سازهای عجیب مثل

ارغنون و غیر آن از صدا و رنات او بیرون آورده اند :

                              تو ندیدی شب سلیمان را

                                            تو چه دانی زبان مرغان را

و غذای او آتش است ...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ ن ۱ :  بخش هایی از جزوه خطی به خط محمد ابن علی ابن علی دامغانی جاجرمی

از رساله ای منصوب به ابولفتح یحیی ابن حبش ابن امیرک سهروردی که در مجموعه

کهنسال کتابخانه ملی تحت شماره ی ۲۴۱۲ به ثبت رسیده است .

پ ن ۲ :  ... هر کجای جهان یک جانند :  توصیفی که در این جزوه از صفیرمی شود

  طابق بانعل توصیف لائوتسه از « تائو » است .


 
comment نظرات ()

 
روشن بينی !
نویسنده : ایلیا شوییلی - ساعت ٢:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٥/۱۸
 

 

 

  چه زندگی های موازی که با ما ــ  درونمان یا بیرونمان ــ  در حرکتند !

و  چه غمگینانه به این روزمرگی چنگ می زنید  ــ    گو اینکه به ظاهر

از آن گریزانید و هر دم فریاد بر می دارید : تف !  تف به این ...  ــ  و از

نبوداش هراسان :  اعتیاد یعنی این احمق !  که تو را و او را تباه می کند

به چشم هم آوردنی ــ اکنون دیگر می توان برای ترادف این پلک و زندگی

! اثبات ریاضی آورد ــ  که مسخ دیواره های ترک خورده اش مغروق لذتید 

: لذت از ترس خویش و ما ــ  نیازی به معرفی این ما هست ؟ ــ  بر سوزن

ها پای می کوبیم و گردن فراز و مهیب چشم می دوزیم به یکی ورطه و ...

همدم هلاک آوری است دانایی و من در این لایه ! جز از خویش تغذیه می تو

انم ؟  برای عطش ام جز خون خویش نوشاکی هست ؟

آری : همدم هلاک آوری است دانایی و ما نیز چون شما هلاک خواهیم شد !

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

پ ن ۱:   برای اویی که خود هایکو شده . پا گذاشتن به پنهانی ترین زوایای روح  ــ  که توهم

بکارت ایجاد می کند یا حتی وجودش متصور نیست ــ  کار مشکلی نیست .   ( یاد جبرییل آیات

شیطانی افتادم ) پس یکی چند مقاله .

پ ن ۲ :  هگل بیچاره را می بینم که به دیدن پرهیبی سر در آستین پنهان می کند و فریاد کشان

می گریزد و نیچه ی دیوانه که قدم هایش را کند کرده و عاقلانه کلاه از سر بر می دارد .


 
comment نظرات ()