BLOWING IN THE WIND

 
نویسنده : ایلیا شوییلی - ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٢٠
 

مویه فضانورد رها شده در آسمان

ای موهایت رنگ حشیش

پوستت مایه گیاه ، کلروفیل

ای بهترین گردهای عالم در چشمهایت رقصان

دلم برای تمام زن های زمین تنگ میشود

به جای همه علف های جهان دوست دارم

 

ای اندوهت جنون تندباد

دل هراسانت گریان

وجودت لرزان

صدایت

(بگذار دگر بگذار تا  . . . (

چون پرسوی چرنده در لجن گاه اسطوره ها

تنم برای تو مهر زمین می لرزد

ناخن هایم می پرد ؛ چشمانم می میرد

موهایم پریشان ؛ تو باز گریان

 

--دوک
 
comment نظرات ()

 
ترانه
نویسنده : ایلیا شوییلی - ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۱۱
 

لنگر ِ هستی 

عشق ِ .

در چنبره ی

 تنهایی ،

در چنبره ی

نارضایی

لنگر ،

لنگری که به دوش می کشیم

عشق ِ .

کی می تونه انکار کنه ؟

در رویاها

به تن

دست بکشه ،

در فکر

یه معجزه

بسازه ،

در خیال

بیقراری کنه

تا سر برداره

در آدم --

بیرون سینه ظاهر شه

گر گرفته از آتش یه شهوت ناب --

قدر ظرفیت زندگی ،

عشق ِ ،

ما اما لنگرُ به دوش می کشیم

با خستگی ،

و با این حال دست آخر

در آغوش عشق

باید آروم بگیریم ،

باید آروم بگیریم در آغوش

عشق .

 آرامشی

جزعشق نیست ،

خوابی

بی رویای

عشق نیست --

دیوونه باشی یا دلسرد

عقده ی فرشته ها رو داشته باشی

یا ماشین ها ،

آخرین آرزو

عشق ِ

-- نمیتونی پریشون باشی ،

نمی تونی انکار کنی ،

نمی تونی نگهش داری

هر چند انکار شده :

لنگر خیلی سنگینه

-- باید تاب بیاری

چونکه برگشتی نیست

انگار

ریخته می شه

در تنهایی

در همه برتری

 اون افراط .

تن های صمیمی

با هم می درخشن

در تاریکی ،

دست می جنبه

طرف کانون

شهوت ،

پوست

سر خوشانه مرتعش می شه

و روح

به چشم شاد میاد --

آره ، آره ،

اونچکه

خواستم ،

همیشه خواستم ،

همیشه خواسته ام ،

بازگشت

به تن هر کجا که زاده شدم .

     

                                         ( آلن گینزبرگ )


 
comment نظرات ()